سبحان جونمسبحان جونم، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

بی تو چه سخت است...

لالایی برای عشقــــــــــــــــــــم

لا لا -لالا-لا  لا لا -لالایی سبحان جون لالا گل پسر نانازم لالا سبحان جون خوشگلم لالا گل پسری عزیزم لالا سوبی طلا جیگرم لالا نانازو همدمم لالا - لایی لایی لالایی لالا گل پسری عزیزی لالا سبحان جونی عشقم لالا سوبی طلا نفسم لالا خوشگلم عسلم لالا - لا لا لا لا سوبی جون لالا عشق خودم کپلم لالا صبح شده سبحان جونم لا لا کن خوشگلی لالا گل پسر جیگر مامان نانازم سبحانی لالا سوبی لالا نفس مامان عشقم لالا عمرم لالا جیگر مامان تویی نفسم لا لایی لالا سوبی طلا عزیزدلم مامانی سبحانی لالا گل نازم سبحان جونم سبحانی ناناز خودم لالایی سبحان جونم لالایی نفس خودم ا خدایــــــــــــااین لالایی رو اینقدر برات میخوندم تا لالا کنی عشقم من که دارم میس...
25 شهريور 1392

دارم میمیرم بی تو عـــــــــــــــشقم

روزگارم میگذرد چه سود  نیستم تا ببینم ذره ذره بزرگ شدنت را عشقم تو هم نیستی تا ببنی ذره ذره اب شدن مادرت را بهتر دل من بزرگ است و گرچه ندارد طاقت درد دوری تورو ولی دل تو انقدر کوچک است که نمیتواند نبود مادر را درک کند نازنینم تنها دلیل همه ی بی قراری هایم دلیل همهی مریضی هایم سردردهایم اشکهایم وجود ناارامم فقط دوری توستـــــــــــــــــــــــ عاشقانه دوست دارم پسر قهرمان مامان میدونم خیلی مردی که میتونی نبود مامان درک کنی خیلی دوست داااارم اخرین باری که در اغوشم بودی هرگز فراموش نمیکنم اشک میریزم با یاداوریش خدایــــــــــــا سبحانم پاره ی تنم همه ی هستی ام خدایاااا محافظش باش فکرمیکردم بعد از یک ماه فراموشم کرده باشی ولی انچنان در اغو...
25 شهريور 1392

بی قرار تـــــــــــو امـــــــــــ

ی قرار توام و در دل تنگم گله هاست   آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله و دوری عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست   ...
25 شهريور 1392

بدون عنوان

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن ...
24 شهريور 1392

تک ستاره ی باغ زندگی ام

ارامش قلبم سبحانم تک ستاره ی باغ زندگی ام تک ستاره ی قلبم بی نهایت دوستت دارم خــــــــــــدایا شکستن یک مادر دلشوره  و اضطرابش برای تک ستاره باغ زندگی اش گریه های شبانه اش هیچ استــــــــــ نمیبیند کسی چگونه میشکند وقتی یاد خاطرات بی او می افتد هیچ کس نمیداند هیــــــچ کس... سبحانم خیلی وقته ندیدمت دلم برات یه ذره شده کجایی مامانی میدونم خیلی برات سخته اخرین باری که مامان دیدی همش تو اغوشم بودی و ازم جدا نمیشدی بعد یک ماه منو دیدی فکر میکردم فراموشم کردی ولی عشقم اینقدر بغلم کردی و بوسم کردی که فهمیدم چه قدر دلت برام تنگ شده الهی دورت بگردم خیلی دوست دارم ...
24 شهريور 1392

سبحاانــــــــــــــــــمـــــــــــــ

باتو ام ای ارامش قلبم  باتوام هستی من عشق من وجود من باتوام که تنها یک سال طعم داشتن مادر چشیدی وجود من سبحانم بی رحمانه وجود نازنینت از من گرفتن چه حکمیست چه عدلیست شکایتی ندارم خواست خدا بود ولی بدون همه ی وجود من عاشقانه دوستــــــــــــــــــــــــ دارمـــــــــــــــــــــــــــــــ مامان همیشه به یادتم و هیچ گاه از خاطرم نمیری الهی قربون شکل ماهت بشم گل پسری کوچولوی مامان وقتی بزرگ شدی اقا شدی ما مامان میاد و میارتت پیش خودش عشق مامان تا اون روز نبینم غم تو چشمای معصومت باشه ها گل نازم خدا خودش تاوان کسایی رو که همه ی زندگی یک مادر ازش پرفته میده گل نازم بدووون عاشــــــــــــقتم هیچ احدی نمیتونه تورو از من بگیره اهــــــــ...
24 شهريور 1392

تو نیستی...

  تو نیستی  و از یاد برده ای که کسی این دورها بی تو می شکند  تو پروازت بهانه بود ، از آغاز پریدنی بودی !!! نمی دانم با این دل ِدیوانه چه کنم؟ نمی دانم شاید به سخن آید از این همه در بدر بودن ، چشم براه بودن شبهای بی قراری ،  نامه های عاشقانه یادگاری تو همین قاب عکس خالی بدون عکس توست و...  این شب نوشته های خط خطی ....  از آن روزها تنها  همین مانده ، غروب جمعه سراسر زرد ، مات ِ مات !! ازآن روزها تصویر شکسته یک مرد لابلای آینه ها تکرار می شود ... همچنان تو آن دورهایی و تنها مونسم این کلمات ِ گیجند ، این واژه های دربدر، دقیقه های مضطرب بگذریم ، جمعه ...
24 شهريور 1392
1